بایگانی نویسنده‌ها: سارا باقری

حال موقت

امروز روز خوبی بود، حالش خوب بود. شاید یکی از خوب‌ترین‌ حال‌ها در دو هفته‌ی گذشته. صبح از بهشت زهرا که برگشتند، دور هم صبحانه خوردیم و بعد با خواهرها رفتند خرید. من ماندم خانه و کمی تنهایی و خانه … ادامه‌ی خواندن

نوشته‌شده در روزانه‌های من | دیدگاهی بنویسید

جای خالی

نصف شب از خواب بیدار شدم و مدتی خوابم نبرد. یادم افتاد که فقط ما دو نفر در خانه هستیم. بقیه خانواده صبح و عصر امروز اینجا را ترک کردند و فقط من ماندم. یک هفته، ده روزی بود که … ادامه‌ی خواندن

نوشته‌شده در روزانه‌های من | دیدگاهی بنویسید

صدای نفس‌ها

هیچ وقت فکر نمی‌کردم که روزی این صدا این قدر برایم اهمیت پیدا کند. صدای خر و پف و نفس عمیق وقت خواب. اما این روزها و شب‌ها گوشم برای شنیدنش تیز تیز است. شب که می‌شود، چراغ‌ها که خاموش … ادامه‌ی خواندن

نوشته‌شده در روزانه‌های من | دیدگاهی بنویسید

سیستم‌ها و آدم‌ها

همان آدم است. همان دکتر. دقیقا همان که یکی دو ماه پیش دیده بودم. حتی آنقدرها هم نگذشته که بگویم اخلاقش در گذر سال و ماه تغییر کرده است. تنها تفاوت، مکان دیدارمان است. آن بار در مطب خصوصی ملاقاتش … ادامه‌ی خواندن

نوشته‌شده در روزانه‌های من | دیدگاهی بنویسید

تهران بامدادی

این وقت صبح تهران را چند وقت بود ندیده بودم؟ پنج و نیم صبح، خیابان‌های خلوت، بادی که با اغماض می‌شود خنک نامیدش و برج آزادی باشکوه. یادم نیست آخرین بار کی چنین تهرانی را دیدم. شاید پاییز سال گذشته … ادامه‌ی خواندن

نوشته‌شده در روزانه‌های من, سفرهای من | دیدگاهی بنویسید

سوباتانی که تجربه کردم

تمام شد. برگشتم تهران و این تجربه هم تمام شد. شاید یکی از جذاب‌ترین تجربه‌هایی بود که از نظر معاشرتی و تعاملی در چند سال اخیر برایم شکل گرفته است. همسفری ۶ روزه با جمعی کاملا غریبه. قصدم همین بود. … ادامه‌ی خواندن

نوشته‌شده در سفرهای من | برچسب‌خورده با | دیدگاهی بنویسید

وصل بودن به روند یا وصل کردن روند به خود

در ادبیات کار تیمی آمده عملکرد یک تیم، علاوه بر تلاش‌های انفرادی، تابعی از محصولات کاری جمعی است. یعنی یکی از چیزهایی که به عنوان نشانه‌ای از تیم بودن می‌توان در نظر گرفت، این است که چقدر می‌توان محصول به … ادامه‌ی خواندن

نوشته‌شده در آموخته‌های من | برچسب‌خورده با , , , | دیدگاهی بنویسید