بایگانی ماهانه: اوت 2017

صدای نفس‌ها

هیچ وقت فکر نمی‌کردم که روزی این صدا این قدر برایم اهمیت پیدا کند. صدای خر و پف و نفس عمیق وقت خواب. اما این روزها و شب‌ها گوشم برای شنیدنش تیز تیز است. شب که می‌شود، چراغ‌ها که خاموش … ادامه‌ی خواندن

نوشته‌شده در روزانه‌های من | دیدگاهی بنویسید

سیستم‌ها و آدم‌ها

همان آدم است. همان دکتر. دقیقا همان که یکی دو ماه پیش دیده بودم. حتی آنقدرها هم نگذشته که بگویم اخلاقش در گذر سال و ماه تغییر کرده است. تنها تفاوت، مکان دیدارمان است. آن بار در مطب خصوصی ملاقاتش … ادامه‌ی خواندن

نوشته‌شده در روزانه‌های من | دیدگاهی بنویسید

تهران بامدادی

این وقت صبح تهران را چند وقت بود ندیده بودم؟ پنج و نیم صبح، خیابان‌های خلوت، بادی که با اغماض می‌شود خنک نامیدش و برج آزادی باشکوه. یادم نیست آخرین بار کی چنین تهرانی را دیدم. شاید پاییز سال گذشته … ادامه‌ی خواندن

نوشته‌شده در روزانه‌های من, سفرهای من | دیدگاهی بنویسید