بایگانی ماهانه: مه 2016

قصه تکراری «اما»

یک بار چند سال پیش که درگیر پروژه‌ای بودم، کارفرما آمده بود دفترمان بازدید. در بین انواع تیم‌ها و پروژه‌هایی که باهاشان کار می‌کرد ما رویکرد متفاوتی داشتیم و از همان ابتدا و در تمام طول پروژه درباره نوع نگاهمان … ادامه‌ی خواندن

نوشته‌شده در آموخته‌های من, روزانه‌های من | برچسب‌خورده با , , | دیدگاهی بنویسید

روزانه‌های متروسواری-۵

مامور حفاظتی مترو بود، از آن‌ها که روی کاورش نوشته حفاظت. ایستاده بود کنار یکی دو تا از مامورهای ایستگاه کنار گیت ورودی. نمی‌دانم چه مشکلی سر کار زدن یکی از مسافرها پیش آمده بود که بحث قیمت بلیت مترو … ادامه‌ی خواندن

نوشته‌شده در روزانه‌های من | برچسب‌خورده با , | دیدگاهی بنویسید

آزردگی

کلافه‌ام. جوری که دست و دلم به کاری نمی‌رود. خواندن، نوشتن، دیدن…  هرکدام را که شروع می‌کنم وسط‌هایش حواسم به خودم پرت می‌شود و باز چرخه فکر کردن از نو شروع می‌شود و ناخوشم می‌کند. آزرده‌ام. آزرده شده‌ام. در تمام … ادامه‌ی خواندن

نوشته‌شده در روزانه‌های من | برچسب‌خورده با , , , , , | دیدگاهی بنویسید

درخت زیبای من

در مسیر رسیدن به محل کار یک درخت عزیز است که هر روز ملاقاتش میکنم. یک درخت توت بزرگ. درست در محل جدا شدن دو لاین خیابان ایستاده است، جلوی باغچه.  تنه‌اش نسبتا قطور است اما نه خیلی. ویژگی مهمش … ادامه‌ی خواندن

نوشته‌شده در روزانه‌های من | دیدگاهی بنویسید

لیست آرزوها-اردیبهشت ۹۵

برای خودم یک لیست دارم، یک لیست از آرزوها. بخش مهمی از این لیست به آرزوهای سفری برمی‌گردد. لیستی است از مقاصد سفرهای آینده که هر از گاهی بالا و پایین می‌شود و چیزهایی بهش اضافه می‌شود یا اولویتش تغییر … ادامه‌ی خواندن

نوشته‌شده در روزانه‌های من | دیدگاهی بنویسید