بایگانی برچسب‌ها : سفر کاری

خرده نوشته‌های یک تجربه کاری-۹: قصه کاغذها

نمی‌دانم خودشان هم متوجه این تغییرات هستند یا نه، اما من که از بیرون نگاه میکنم تغییرات‌شان خیلی به چشمم می‌آید. امروز هر سه گروه در پایان جلسه کاغذهایی را که رویش کار کرده بودند با خود بردند. یکی از … ادامه‌ی خواندن

نوشته‌شده در آموخته‌های من | برچسب‌خورده با , | دیدگاهی بنویسید

خرده‌ نوشته‌های یک تجربه کاری-۷: دلتنگی

دوست‌شان دارم. خیلی‌هایشان را دوست دارم. در گروه‌های خانم‌ها خیلی‌هایشان عزیزهای دلم هستند. وقتی با چهره خودم کنارشان نشسته‌ام یک سارای خوشحال با یک لبخند گل گشاد و چهره ذوق زده هم در درونم است. از پیش رفتن‌هایشان ذوق می‌کنم … ادامه‌ی خواندن

نوشته‌شده در روزانه‌های من | برچسب‌خورده با , | دیدگاهی بنویسید

خرده نوشته‌های یک تجربه کاری-۶: توانمندشدن یا نشدن، مساله این است!

خانم‌ها که حرف می‌زنند و تحلیل می‌کنند، دانه‌های امید در دلم کاشته می‌شود. تردید می‌کنند، شک می‌کنند، می‌ترسند، اما باز در گفتگوی بین خودشان قوای‌شان را جمع می‌کنند و به هم دلگرمی می‌دهند و پای ماجرا می‌مانند. از سختی‌های گذشته … ادامه‌ی خواندن

نوشته‌شده در دل خوشی‌ها و دل ناخوشی‌های من | برچسب‌خورده با , | دیدگاهی بنویسید

خرده نوشته‌های یک تجربه کاری-۵: تغییر

امسال را با یک تغییر شروع کردم، تغییری که به جمع‌بندی رسیدن و اجرا کردنش زمان کمی برایم نبرده بود. برای همین در ذهنم سال ۹۳ را برای خودم سال تغییر نام‌گذاری کردم. در همین ۵-۶ روزی که در سفر … ادامه‌ی خواندن

نوشته‌شده در روزانه‌های من | برچسب‌خورده با , | دیدگاهی بنویسید

خرده نوشته‌های یک تجربه کاری-۴: قواعد و پروتکل‌ها

«حتما باید از ماشین‌های ثابت سازمان استفاده کنیم. ماشین نباید از محوطه خارج شود، همیشه باید در محدوده دید باشد و در فاصله ۵ متری ما حضور داشته باشد. ماشین باید خوب و ایمن و کولردار باشد و از محدوده … ادامه‌ی خواندن

نوشته‌شده در دغدغه‌های من, روزانه‌های من | برچسب‌خورده با | دیدگاهی بنویسید

خرده نوشته‌های یک تجربه کاری-۳: گرد و غبار من، گرد و غبار آن‌ها

امروز حسابی باد می‌آمد، باد شدیدی که گاهی حرکت را سخت می‌کرد. باد شدید و خاکی بودن محوطه اینجا وضعیت سختی ایجاد کرده بود. گرد و خاک در همه جا موج می‌زد. حتی در داخل ساختمان هم که بودیم گرد … ادامه‌ی خواندن

نوشته‌شده در آموخته‌های من, دغدغه‌های من | برچسب‌خورده با | دیدگاهی بنویسید

خرده نوشته‌های یک تجربه کاری-۲: اقامت در خانه تابستانی

باورم نمی‌شد که اواخر مهرماه در استان کرمان کار به جایی برسد که حتی کله ظهر هم سردت باشد و دلت بخواهد بخاری روشن كنی. در یک ویلای قدیمی اقامت داریم، وسط یک باغ کوچک. از سبک و سیاق ساختمان … ادامه‌ی خواندن

نوشته‌شده در سفرهای من | برچسب‌خورده با , | دیدگاهی بنویسید