بایگانی دسته بندی ها: روزانه‌های من

حال موقت

امروز روز خوبی بود، حالش خوب بود. شاید یکی از خوب‌ترین‌ حال‌ها در دو هفته‌ی گذشته. صبح از بهشت زهرا که برگشتند، دور هم صبحانه خوردیم و بعد با خواهرها رفتند خرید. من ماندم خانه و کمی تنهایی و خانه … ادامه‌ی خواندن

نوشته‌شده در روزانه‌های من | دیدگاهی بنویسید

جای خالی

نصف شب از خواب بیدار شدم و مدتی خوابم نبرد. یادم افتاد که فقط ما دو نفر در خانه هستیم. بقیه خانواده صبح و عصر امروز اینجا را ترک کردند و فقط من ماندم. یک هفته، ده روزی بود که … ادامه‌ی خواندن

نوشته‌شده در روزانه‌های من | دیدگاهی بنویسید

صدای نفس‌ها

هیچ وقت فکر نمی‌کردم که روزی این صدا این قدر برایم اهمیت پیدا کند. صدای خر و پف و نفس عمیق وقت خواب. اما این روزها و شب‌ها گوشم برای شنیدنش تیز تیز است. شب که می‌شود، چراغ‌ها که خاموش … ادامه‌ی خواندن

نوشته‌شده در روزانه‌های من | دیدگاهی بنویسید

سیستم‌ها و آدم‌ها

همان آدم است. همان دکتر. دقیقا همان که یکی دو ماه پیش دیده بودم. حتی آنقدرها هم نگذشته که بگویم اخلاقش در گذر سال و ماه تغییر کرده است. تنها تفاوت، مکان دیدارمان است. آن بار در مطب خصوصی ملاقاتش … ادامه‌ی خواندن

نوشته‌شده در روزانه‌های من | دیدگاهی بنویسید

تهران بامدادی

این وقت صبح تهران را چند وقت بود ندیده بودم؟ پنج و نیم صبح، خیابان‌های خلوت، بادی که با اغماض می‌شود خنک نامیدش و برج آزادی باشکوه. یادم نیست آخرین بار کی چنین تهرانی را دیدم. شاید پاییز سال گذشته … ادامه‌ی خواندن

نوشته‌شده در روزانه‌های من, سفرهای من | دیدگاهی بنویسید

مسیر من تا سفر

آخرین روز قبل از سفر، وقتی که دفتر بودم و داشتم خرده‌ریزهایم را جمع می‌کردم که بروم، رفتم سر کمد که ببینم چیزی از لوازم شخصی سرکارم را برای سفر لازم دارم یا نه. مهم‌ترین چیز دفترچه‌هایم بود، دفترچه یادداشت‌های … ادامه‌ی خواندن

نوشته‌شده در روزانه‌های من, سفرهای من | دیدگاهی بنویسید

شش روز عمیق در دنیای حرفه

سفر تمام شد. شش روز غوطه در دنیای کار و دو تا کشور با هوای خوشایند پاییزی. دیشب که رسیدم خانه آن قدر خسته بودم که مستقیم رفتم در رختخواب، به چیزی فکر نکردم و خاطره ای را مرور نکردم … ادامه‌ی خواندن

نوشته‌شده در روزانه‌های من, سفرهای من | دیدگاهی بنویسید