دو هفته در سریلانکا-۴

تنم خسته است و صبح تا هشت خوابیدم. به نظرم مدت‌ها بود که چنین برنامه سنگینی برای بدنم نداشته‌ام. از بعد از عمل زانو عملا ورزش و پیاده‌روی خاصی ندارم و در نتیجه این طور سفر کردن و گشتن در شهر با کوله‌ای که از پاوربانک و بطری آب یک لیتری سنگین شده، برایم آسان نیست و عضلات ناورزیده‌ام خسته و دردناک می‌شوند. گمان کنم تا چند روز آینده بهتر و قوی‌تر شوم.

اتفاقا امروز داشتم فکر می‌کردم که شکل سفرم نسبت به چند سال قبل تغییر کرده است. دیگر لیست بلند بالای آماده‌ای از دیدنی‌ها ندارم که طی یک برنامه‌ی فشرده به همه‌شان سر بزنم و وقت تلف شده نداشته باشم.

تازگی‌ها آهسته‌تر سفر می‌کنم و عین خیالم نیست که دیروز تا ظهر خوابیدم و امروز هم لخ‌لخ کنان و آهسته از هاستل زدم بیرون. بخشی از وقتم را صرف نشستن و استراحت کردن و لذت بردن از باد و تماشای آدم‌ها می‌کنم. دیروز نیم ساعتی در پارک بزرگ شهر ولو شدم و این کار را کردم و الان هم در فضای پلازامانندی جلوی بیمارستان قدیمی هلندی‌ها که الان تبدیل به غرفه‌های کافه و رستوران ‌و هنردستی فروشی شده است.

برای خودم هم جالب است این حال سفر. انگار همین که اینجا کنار آدم‌ها بنشینی و باد به صورتت بخورد کافی است. همین هم خودش سفر است.

تازه قصد دارم امشب زودتر برگردم هاستل و شب زود بخوابم که فردا اول وقت بتوانم اتوبوس بگیرم و بروم شهر بعدی. شهری به نام Dambulla که در مرکز کشور است و از کلمبو که در ساحل غربی است، حدود ۴-۵ ساعت فاصله دارد.

البته دو نفر از دوستان couchsurfing برای دیدار و معاشرت پیام داده‌اند که نمی‌دانم امشب به دیدارشان می‌رسم یا نه.

Advertisements
این نوشته در سفرهای من ارسال شده و با , , , , , , برچسب‌گذاری شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s