تفاوت در سفر

یک چیز جدید فهمیدم. اینکه شکل سفر رفتنم در سفرهای کاری تغییر کرده است. سنگین‌تر سفر می‌کنم. پیش‌ترها خیلی سبک‌بارتر سفر می‌کردم و حجم وسایلم کمتر بود. اما الان، در این چند سال اخیر، بار و بندیلم سنگین‌تر و حجیم‌تر شده است. 

داشتم دلیلش را مرور می‌کردم و سفرهای اخیر و قدیم را بالا و پایین می‌کردم که به نظرم رسید دلیلش به تعدد سفر ربط دارد. قدیم‌ترها تعداد سفرهای کاریم کمتر بود. سفر جزو ثابت شغلم محسوب نمی‌شد. شغلی داشتم و در  کنارش فعالیت‌های داوطلبانه‌ای می‌کردم که سفر می‌طلبید. اما تعدادش محدود بود. شاید هر چند ماه یک بار. در نتیجه سفر رفتن حالت استثنایی زندگی بود و می‌توانستی خیلی استثنایی با آن برخورد کنی.

اما این سال‌های اخیر و به ویژه این ماه‌های اخیر، سفر جزو ثابت زندگی کاریم شده است و خیلی وقت‌ها ماهی دو بار سفر  بوده‌ام و بعضا اقامت‌های طولانی مدتی را تجربه کرده‌ام.

وقتی سفر استثنا باشد، می‌توانی با آن استثنایی برخورد کنی و خیلی از ملزومات زندگی روزمره‌ات را با خود نبری. می‌توانی به امید اینکه به زودی برمی‌گردی و زندگی معمولت در تهران را پی می‌گیری خیلی از ملزومات کاری هفته‌های بعدی را با خود نبری. اما اگر سفر بخشی از روال معمول زندگی روزمره باشد و به اصطلاح «شیوه زندگی کاری» باشد، باید با آن مثل روزهای عادی زندگی برخورد کنی.

برای همین است که دیگر کمتر می‌توانی شامپوی مخصوص سرت و نرم‌کننده ویژه موهایت و لوازم بهداشتی و آرایشی روزمره‌ات را از بار سفر حذف کنی. چون حذف آن‌ها عملا به معنی عدم استفاده از آن‌ها در بخش عمده زندگی است. برای همین است که کتاب‌هایت یا اسباب و وسایل اوقات فراغتی که به طور روزمره استفاده می‌کنی را هم جزو بار سفر با خود می‌بری. یا کتاب‌ها و وسایل کاری که لزوما به آن سفر ربط ندارند اما باید بعد از سفر رویشان کار کنی و برایشان آماده باشی. 

حتی در مورد شیوه غذا و ورزش هم همین است. وقتی سفر بخشی از زندگی روزمره است باید سعی کنی ورزش‌ها و فعالیت‌های جسمی روزمره را هم به نوعی در آن بگنجانی، حتی اگر به جای استخر و باشگاه معمول روزمره، پیاده‌روی و تمرین‌های  فضای بسته را جایگزین کنی. اگر این کار را نکنی عملا ورزش را از زندگی روزمره حذف کرده‌ای. در مورد غذا ماجرا کمی سخت‌تر است، چون خیلی وقت‌ها نوع و زمان چیزهایی که می‌خوری دست خودت نیست، اما این هم مراقبت می‌خواهد و تلاش برای اینکه ترکیب و حجم خوراک را شبیه به زندگی روزمره نگه داشت. 

خلاصه اینکه زندگی در سفر موضوع قابل توجهی است که می‌شود بهش فکر کرد. در مورد سفرهای کوله گردی چیزهایی بلدم، اما سفرهای کاری که این قدر روزمره می‌شود تجربه تازه‌تری است. شاید یک روز از آموخته‌های خودم در این مورد جزیی‌تر نوشتم.

Advertisements
این نوشته در آموخته‌های من, سفرهای من ارسال شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s