روزانه‌های متروسواری-۵

مامور حفاظتی مترو بود، از آن‌ها که روی کاورش نوشته حفاظت. ایستاده بود کنار یکی دو تا از مامورهای ایستگاه کنار گیت ورودی. نمی‌دانم چه مشکلی سر کار زدن یکی از مسافرها پیش آمده بود که بحث قیمت بلیت مترو بین ماموران در جریان بود. من در حالی که داشتم کارت می‌زدم و رد می‌شدم تکه‌ای را شنیدم:
می‌گفت «بیشتر بشه درست میشه. مثلا بشه سه تومن، چهار تومن. اون وقت دیگه مسافرای خاص مترو می‌مونند. دیگه افغانیا نمیان…»
مطلب مرتبط: روزانه‌های متروسواری_۴

Advertisements
این نوشته در روزانه‌های من ارسال شده و با , برچسب‌گذاری شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s