به استقبال نوروز در تاجیکستان-4

دوشنبه آفتابی را به سمت خجند ترک می کنم. امروز دوشنبه زیر نور آفتاب می درخشید و دلم نمی آمد ترکش کنم. دوست داشتم همین طور در شهر قدم بزنم و در همه جاهایی که دیروز در باران و سرما ازشان عبور کرده بودم بایستم و تماشا کنم.
اما باید خودم را در روشنایی روز به خجند برسانم تا زمان را از دست ندهم. با تاکسی رفتم تا شمال دوشنبه، اواخر شهر، نزدیک کرخانه سیمان. جایی که گاراژ ماشین های خجند است. مثل چیزی که در این جور جاها در ایران هم تجربه می کنیم ده ها راننده می ریزند سرآدم که تو را قانع کنند با آن ها بروی. با این تفاوت که اینجا آدم را لمس هم می کنند، یعنی مثلا در حین حرف زدن میزنند روی شانه یا بازویت تا توجه تو را جلب کنند! این طور قرار گرفتن در حلقه آدم هایی که به تو دست می زنند و با اصرار تو را به سمت ماشین خودشان می برند برای من تجربه جدید و نا آشنایی بود.
قیمت هم که چانه زدنی است. حداقلش 50 سامانی است و بعضا تا 100 یا 120 سامانی هم می گیرند. چانه زنی من بین پنجاه تا هشتاد سامانی بود. بالاخره با 60 سامانی سوار شدم و الان در یک استیشن نشسته ام که غیر از من 4 مسافر دیگر هم دارد. پیرمرد مسافر می گفت او با 50 سامانی توافق کرده است. حالا به مقصد برسیم و ببینیم چه می شود.
سیستم حمل و نقل بین شهری اینجا چندان قوی نیست. راه آهن کم توسعه یافته و بیشتر برای اتصال به کشورهای اطراف است تا شهرهای داخلی. خبری از اتوبوس هم نیست. حتی تاکسی بین شهری به آن شکلی که ما در ایران می شناسیم که دفتری دارند و قیمت مشخصی، وجود ندارد. بیشتر فضا شبیه ماشین های دور ترمینال است که داد میزنند و مسافر می گیرند، به هر قیمتی.
جاده دوشنبه به خجند جاده کوهستانی پر پیچ و خمی است. قدیم ترها که تونل وجود نداشته این مسیر حدود 12 ساعت طول می کشیده اما الان به خاطر تونل ها مسیر 4-5 ساعته شده است. تونل هایی که ازش حرف می زنم قصه طول و درازی دارد. ظاهرا یک تونل را ایران ساخته و یکی را چین. تونلی که ایران ساخته کیفیت خوبی ندارد، خراب است و نم می دهد و هر از گاهی برای تعمیر راهش بسته می شود و ملت باز باید راه قدیمی طولانی را بروند اما تونل چینی اوضاعش خوب است.
اوایل جاده که تازه از دوشنبه خارج شده بدیم اطراف جاده پر از درخت ارغوان بود، یک عالمه درخت زیبای خوشرنگ لبه جاده را گرفته بودند. مناظر زیبا و خوشرنگ و البته آشنا. اما کم کم فضا عوض شد و کوه های برف گرفته نمایان شد. جاده اش شبیه هراز زمستانی است، البته کمی پهن تر اما تصویر کوه های برف گرفته و جاده ای که تکه به تکه خیس است و پیچ و خم دارد آدم را یاد هراز می اندازد، و چه پیچ هایی! پیچ هایی با نزدیک صد و هشتاد درجه گردش.
image

برای رسیدن به خجند در واقع باید کوه را رد کنیم. هی بالاتر و بالاتر رفتیم و هی برف روی کوه ها بیشتر و جدی تر شد، دیگر کوه های اطرافمان یک تکه سفید بودند و برف لب جاده تا بیش از نیم متر هم می رسید. حدود دو ساعت طول کشید تا به شهر آینی Ayni برسیم و بعد هم تقریبا دو یا دو و نیم ساعت تا خجند، البته این وسط راننده چند باری بنزین زد و لاستیک تعمیر کرد و سیب خرید و از این طور معطلی ها.
image

یک جای بعد از آینی برای دستشویی ایستاد. جایی بودیم بالای کوه و باد حسابی می وزید. در حدی که احساس می کردی می تواند ماشین را جا به جا کند. شبیه منجیل اما وحشی تر! بعد دیگر از کوه پایین آمدیم و رسیدیم به شهر استرافشان Istaravshan که یک ساعتی با خجند فاصله دارد. از آنجا به بعد دیگر راه خشک و پهن و شبه بیابانی بود! بیابان که نه، اما دیگر داشت کفی می شد و کوه های خشک و رنگی در چشم انداز اطراف وجود داشت.
و بعد هم خجند. موقع پیا ه شدن دیگر مسافرها 50 سامان به رانتده دادند و اوهم با رضایت گرفت. من هم حرفی از 60 سامان نزدم و 50 تا دادم، کمی مکث کرد و پرسیدم درست است دیگر؟ قبول کرد و خلاصه من با 50 سامانی به خجند رسیدم!
50 سامانی چیزی حدود 6.5 دلار می شود. یعنی هر دلار 7.7 سامانی است.

پ.ن: راستی تونل ها را هم ددم. راه پر از تونل و بهمن گیر بود. طولانی ترین تونل که اسمش استقلال است را ایران ساخته است. این را از اسم تونل که به خط فارسی و سیریلیک بالای تونل نوشته بود و همین طور از پرچم ایران کنار ورودی تونل فهمیدم. گمان کنم طولانی ترین تونلی بود که در عمرم تجربه کر ه ام، نمنوه مشابهش شاید تو نل سالنگ افغانستان در جاده مزار شریف به کابل باشد. در مقایسه با تونل های داخل ایران واقعا تونل خوبی نیست. کفش ناهموار است و تو در آن تاریکی بالا و مایین شدن ماشین از کفسازی نامناسب را هم احساس می کنی. نور و خط کشی هم ندارد و آدم واقعا احساس امنیت نمی کند، به ویژه که طولانی است و تمام هم نمی شود! و از همه بدتر اینکه سیستمی برای تهویه هوا ندارد و اواخر تونل بوی دود ماشین ها محسوس است.

Advertisements
این نوشته در سفرهای من ارسال شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s