بیماری-۲

امید هم بخشی از فرایند درمان است.
خیلی فرق می‌کند که تو احساس کنی وضعیتت وخیم است، نشانه‌های خطرناکی دیده می‌شود و با ایشالا ماشالا فقط ممکن است کمی بهتر شوی؛ تا این که احساس کنی مشکل عجیبی نیست، چیزهای بدتر از این هم خوب شده‌اند، با یک فرایند چند ماهه می‌توان درستش کرد.
اعتماد هم بخش مهمی از فرایند درمان است.
همه‌ی آن نیست اما بخش تاثیرگذاری است. اینکه دکتر بتواند اعتماد مریضش را جلب کند به نظرم نقش خیلی مهمی در روند درمان دارد، به خصوص در درمان‌هایی که  نیازمند تعامل و همکاری بیمارند. وقتی تو به دکتر اعتماد می‌کنی، یعنی برای تشخیصش اعتبار قائل می‌شوی، حرف‌هایش را می‌پذیری و حاضر می‌شوی مسیر درمان را با او تجربه کنی.
قدیمی‌ترها می‌گفتند فلان دکتر دستش خوب است. به نظرم این حرف، همان قصه  اعتماد است. طرف پزشکش را باور دارد و در نتیجه با آمادگی و همراهی بیشتری فرایند درمان را با او طی می‌کند.

این نوشته در Uncategorized ارسال شده و با , , برچسب‌گذاری شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصاتِ خود را پر کنید یا برایِ ورود رویِ نقشک‌ها کلیک کنید:

نشان‌وارهٔ WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

درحال اتصال به %s