هجرت

جوری پشت تلفن باهم خداحافظی می‌کنیم و به هم شب به خیر می‌گوییم که انگار داریم یک مکالمه معمولی روزمره را به پایان می‌بریم. جوری به هم می‌گوییم در تماس خواهیم بود که انگار دارد می‌رود یک مسافرت چند روزه.
انگار نه انگار که کیلومترها اقیانوس بین‌مان فاصله می‌اندازد. انگار نه انگار که برای باقی عمر دارد از اینجا کنده می‌شود و زندگی‌هایمان از هم فاصله می‌گیرد.
حتی دیگر شب به خیر و روز به خیرمان هم باهم متفاوت خواهد بود!
بازهم هجرت…

این نوشته در روزانه‌های من ارسال شده و با برچسب‌گذاری شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصاتِ خود را پر کنید یا برایِ ورود رویِ نقشک‌ها کلیک کنید:

نشان‌وارهٔ WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

درحال اتصال به %s