کمی خسته، کمی آزرده

من کمی خسته‌ام، کمی بی حوصله و کمی آزرده.
بله، شاید کلمه فرسوده را هم بشود به لیست بالا اضافه کرد.
چرا؟ نمی‌دانم و می‌دانم. حتی اگر دقیق و کامل بدانم هم دلم نمی‌خواهد اینجا بنویسمش؛ چون کمی خسته‌ام و کمی بی حوصله و مقدار بیشتری آزرده و فرسوده.
تکرار شدن موقعیت‌های ناخرسند خسته‌ام کرده است‌. قرار گرفتن در موقعیت‌های ناخوشایند…
حالم شبیه دوره‌های پی ام اس است اما متاسفانه در آن دوره نیستم. می‌گویم متاسفانه چون اگر حالم به خاطر پی ام اس بود می‌دانستم کار هورمون‌هاست و موقتی است و می‌گذرد. اما پی ام اس نیست. حال خودم است، این طور فرسوده و آزرده…
همین.
فقط خواستم بنویسمش.

این نوشته در روزانه‌های من ارسال شده و با , , برچسب‌گذاری شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصاتِ خود را پر کنید یا برایِ ورود رویِ نقشک‌ها کلیک کنید:

نشان‌وارهٔ WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

درحال اتصال به %s