فکرهای بلند یک کارگاه-تفاوت حرف و عمل

اینجا صحنه بازی بزرگان است. اساتید و بزرگان در صدر مجلس نشسته‌اند و هی برای سخنرانی به هم تعارف می‌کنند و همدیگر را به چند دقیقه صحبت دعوت می‌کنند. در حالی که همه‌شان متفق‌القول و یک صدا می‌گویند که ما اساسا دلمان می‌خواهند شرکت‌کنندگان مشارکت کنند و اصلا اصل اساسی این برنامه را تعامل و مشارکت آن‌ها می‌دانیم.
جالب است تفاوت بین حرف و عمل. این را در موارد دیگر و جاهای دیگر هم دیده‌ام البته. رویکرد و نوع نگاه آدم اولویت‌هایش را تعیین می‌کند، آن چه می‌گوید و می‌خواهد مهم نیست؛ خواسته و اولویت واقعی در عملکرد آدم‌ها مشخص می‌شود.
نمونه دست به نقد دیگرش اتفاقی بود که موقع ارایه کار گروهی شرکت‌کنندگان افتاد. اساتید و سخنرانان و بزرگان یا در سالن حضور نداشتند یا اگر هم حضور داشتند مشغول حرف زدن باهم بودند، جوری که در سالن همهمه بود. انگار این بخش از برنامه حاشیه است و شوخی و تفریح، اما سخنرانی آن‌ها اصل است و مهم و اساسی!
حالا هی اول صبح و آخر عصر به همه یادآوری شود که شما منشأ خرد جمعی هستید و نظرات شما مهم است و خواهش می‌کنیم مشارکت کنید و اعتماد داشته باشید! چه اهمیتی دارد این گفتن‌ها؟
اگر واقعا مهم بود همه این را در نوع رفتار می‌دیدند و به طور طبیعی فضا به این سمت پیش می‌رفت. 

Advertisements
این نوشته در آموخته‌های من ارسال شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s