پایان روزهای ساکت و آرام

مامان و بابا چند روزی رفته بودند سفر و من تنها در خانه بودم. روزهایی که نبودند خانه آرامش دلپذیری داشت. خنک و ساکت. یکی از فرق‌هایش روشن ماندن کولر در تمام طول شب بود‌! فرق دیگر خاموش بودن آشپزخانه در بیشتر ساعات روز بود.
اما مهم‌ترین تفاوت سکوت بود، سکوت دلپذیر خانه. اول متوجه نشده بودم که این همه سکوت و آرامش ناشی از چیست اما بعد از ۱-۲ روز ماجرا را فهمیدم. تلویزیون خاموش! مهم‌ترین فرق این چند روز با ایام حضور مامان و بابا خاموش بودن تلویزیون در تقریبا تمام طول روز بود.
در این چند روز من فقط دو بار تلویزیون را روشن کردم، یک بار برای فیلم دیدن از روی هارد دیسک و یک بار هم وقتی شب خسته و کوفته رسیدم خانه و جلوی تلویزیون شام خوردم. باقی ایام، همه زندگی دلچسب بی تلویزیونی بود.
الان ۱-۲ ساعتی هست که مامان و بابا از سفر برگشته‌اند؛ و آرامش خانه رفته است. باز صدای بی‌وقفه‌ی تلویزیون است که روزگارمان را پر کرده است.

Advertisements
این نوشته در روزانه‌های من ارسال شده و با , , برچسب‌گذاری شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s