شهر زیبا

تازه از سفر رسیده‌ام. نیمه شب با تاکسی از ترمینال سمت خانه می‌رفتم و محو تماشای شهر بودم. اولش فقط یک جلب توجه کوچک بود. در حدی که انگار چشم یک چیز غیرعادی دیده است. صحنه تکرار شد، این بار سرم را چرخاندم و تصویری که دیده بودم را دنبال کردم. جلوتر باز صحنه تکرار شد، یک نمای غیرعادی بود که چشم را دنبال خودش می‌کشبد.
یکی دو صحنه دیگر که دیدم ماجرا یادم افتاد.از نیمه اردیبهشت به مدت ۱۰ روز جای بیلبوردهای تبلیغاتی شهر قرار است تصاویری از هفتصد اثر هنری نصب شود. امروز هجده اردیبهشت بود و سه روزی بود که شهر درگیر این طرح است.
دیدن یک تصویر زیبا در سطح شهر آن قدر برایم صحنه غریبی است که نا آشنا بودن نمای گذرای شهر از پنجره تاکسی توجهم را جلب کرد.
شهر زیبا شده است.

Advertisements
این نوشته در دل خوشی‌ها و دل ناخوشی‌های من, روزانه‌های من ارسال شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s