به بهانه روز مبارزه با خشونت علیه زنان-۱۳

پسرک ۵ ساله شیفته والیبال شده و همراه پدرش همه مسابقات تیم ملی را دنبال می‌کند. در جمع خانواده با هیجان صحنه‌های مسابقه را تعریف می‌کند و با ذوق می‌گوید که قرار است روی صورتش پرچم نقاشی کند و برود استادیوم برای تماشای مسابقه بعدی ایران.
دخترک ۱۱ ساله هم والیبال را دنبال می‌کند. همه بازیکن‌ها را می‌شناسد و مثل خیلی از نوجوان‌های دیگر جزییات زندگی‌شان را دنبال می‌کند و از سن و سال و مجرد و متاهل بودن و تعداد بچه‌شان خبر دارد. با دیدنش یاد زمان نوجوانی‌ خودم می‌افتم که تب فوتبال داغ بود و هر روز در سرویس مدرسه اخبار مربوط به بازیکنان رد و بدل می‌شد. او هم در جمع خانوادگی حضور دارد و با شنیدن حرف‌های پسرک می‌پرسد که «نمیشه ما هم بریم استادیوم؟»
– «خانوما رو راه نمیدن استادیوم.»
– «آخه چرا؟»
– «دلیلشو نمیدونم، ولی از امسال همچین قانونی گذاشتن.»
عصبانی می‌شود و غر می‌زند که چقدر بدجنسن، بی‌ادبا، نامردا و …
پسرک از وسط توپ بازیش وارد بحث می‌شود و می‌پرسد «چی شده؟»
می‌گویم «اجازه نمیدن خانوما برن ورزشگاه و مسابقه والیبال رو ببینن.»
– «مگه چی میشه؟»
– «یعنی نمی‌ذارن ماما‌ن یا من همراه تو و بابا بیایم و از نزدیک والیبال رو ببینیم. اجازه نمیدن ماما‌ن‌ها و خاله‌ها و عمه‌ها برن ورزشگاه یا مثلا رو صورتشون پرچم بکشن و تیم رو تشویق کنند.»

Advertisements
این نوشته در اطلاع‌رسانی‌های من ارسال شده و با برچسب‌گذاری شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s