به بهانه روز مبارزه با خشونت علیه زنان-۳

تا چند سال پیش تاکسی‌ها در تهران پنج تا مسافر سوار می‌کردند، دو نفر جلو و سه نفر عقب. آن وقت‌ها من ترجیح می‌دادم جلو بنشینم.
اگر خانمی جلو می‌نشست معمولا راننده می‌پرسید دو نفر حساب کنم؟ و من معمولا جوابم این بود که نه، مسافر بزنید. در این شرایط بعضی راننده‌ها خودشان به تشخیص خودشان فقط خانم‌ها را به عنوان نفر دوم کنارم سوار می‌کردند. اما بعضی دیگر کاری به جنسیت نداشتند و آقایان را هم سوار می‌کردند.
نکته جالبی که به مرور فهمیدم این بود که دو نفره جلو نشستن با یک آقا، راحت‌تر و امن‌تر از عقب نشستن است. جلو کاملا در دید بود و طرف فرصت انجام کاری را نداشت اما عقب ماشین جولانگاه آزار رسان‌های جنسی بود. طرف می‌نشست کنارت و به بهانه پیچ خیابان خودش را پهن می‌کرد رویت؛ یا دایم پایش را به پایت می‌مالید و سعی می‌کرد سطح تماس بدنش را با تو بیشتر کند؛ یا حتی وقیحانه‌تر، دستش را پنهانی دراز می‌کرد و بدنت را لمس می‌کرد.
من – و احتمالا خیلی از خانم‌های شهر- بارها و بارها چنین آزاری را تجربه کرده‌ایم. این قدر ماجرا تکرار شده و این قدر رایج است که اولین بار مواجهه با آن را به یاد ندارم.
هر بار که چنین اتفاقی برایم می‌افتد با لحنی مودبانه اما با صدای بلند و اشاره واضح و مستقیم به کاری که طرف دارد انجام می‌دهد ازش خواهش می‌کنم بس کند. مثلا بلند می‌گویم: میشه لطفا دست‌تون رو از روی پام بردارید؟
نتیجه این کار در اکثر مواقع خوب بوده است. آدم‌ها معمولا انتظار چنین واکنشی را ندارند، برای همین جا می‌خورند و شرمنده می‌شوند و خودشان را جمع و جور می‌کنند؛ حتی پیش آمده که طرف بین راه پیاده شده است.
اما گمان کنم بیشتر خانم‌ها معمولا با سکوت به این طور آزارها واکنش نشان می‌دهند، یا خودشان را جمع و‌ جورتر می‌کنند و تنگ‌تر می‌نشینند. طبعا فایده‌ای ندارد، فقط خود آدم سختی بیشتری می‌کشد و فضا را برای ادامه آزار طرف باز می‌گذارد. بعضی‌ها هم با عصبانیت یا فحش به طرف واکنش نشان می‌دهند. این واکنش هم مفید نیست، چون فضا را برای بی‌ادبی طرف مقابل مهیا می‌کند و همه می‌دانیم که زن بودن چه فرصتی برای باز شدن دهان بی چفت و بست بعضی آقایان و شنیدن نسبت‌های رکیک و مبتذل فراهم می‌کند؛ پس در نهایت بازنده ما خواهیم بود.
اما وقتی مودبانه از طرف درخواست می‌کنی، تو در موضع آدم حق به جانب و محترم قرار می‌گیری و طرف ناچار است در قواعد ادب واکنش نشان بدهد. از طرف دیگر بلند گفتن و اشاره صریح به کاری که دارد می‌کند باعث می‌شود قبح عملش جلوی چشم همه بیاید. قطعا خودش می‌داند کارش از دید بقیه مردود است، برای همین هم هست که آن را پنهانی و بی صدا انجام می‌دهد. بلند و صریح گفتن ماجرا، فضای امنش را از بین می‌برد و چراغ می‌اندازد روی پنهان‌کاری‌اش.
این هم تکنیک‌هایی است که زندگی کردن زنانه در این شهر به من آموخته است!

Advertisements
این نوشته در اطلاع‌رسانی‌های من ارسال شده و با , برچسب‌گذاری شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s