خوشبینی

خوشبین بودن نسبت به هم کلید خیلی از ماجراهاست. یک جاهایی راه نجات است، یک وقت‌هایی ریسمان است برای نپاشیدن، دستگیره‌ای است برای عبور از پیچ و خم‌ها و بحران‌ها.
خوشبینی که وجود نداشته باشد به تبعش خیلی چیزها به لرزه می‌افتد. خیلی چیزها با تردید همراه می‌شود یا زیر علامت سوال قرار می‌گیرد.
خوشبینی یک حس است… گمان نکنم منطق بردار باشد. درست مثل اعتماد؛ خودش باید به مرور شکل بگیرد. نمی‌شود در لحظه تصمیم بگیری که اعتماد داشته باشی یا خوشبین باشی و بعد اعتماد شکل بگیرد یا خوشبینی به وجود بیاید.
در طول یک فرایند بلندمدت کم کم شکل می‌گیرد؛ و بازهم مثل اعتماد، حتی بعد از یک دوره حضور طولانی می‌تواند کمرنگ شود یا از بین برود. لابد مثل اعتماد قابل ترمیم هم هست اما حتما این هم زمان می‌برد. دوباره فرایند بلندمدتی می‌طلبد تا ریشه بدواند و شکل بگیرد.

این نوشته در آموخته‌های من ارسال شده و با , برچسب‌گذاری شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصاتِ خود را پر کنید یا برایِ ورود رویِ نقشک‌ها کلیک کنید:

نشان‌وارهٔ WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

درحال اتصال به %s