خرده نوشته‌های یک تجربه کاری-۵: تغییر

امسال را با یک تغییر شروع کردم، تغییری که به جمع‌بندی رسیدن و اجرا کردنش زمان کمی برایم نبرده بود. برای همین در ذهنم سال ۹۳ را برای خودم سال تغییر نام‌گذاری کردم.
در همین ۵-۶ روزی که در سفر کاری بودم، مواردی پیش آمد که یاد این موضوع افتادم. مواردی از تغییر که نشانم داد امسال واقعا برایم چنین سالی بوده است.
راضی و خوشحالم از خودم. لبخند رضایت عمیقی دارم.
به خودم که نگاه کردم دیدم مرزهایی را پشت سر گذاشته‌ام. شبیه گسترده‌تر کردن دایره توانایی‌ها، شبیه پوست اندازی کردن و وارد پوست جدیدی شدن.
به خودم که نگاه کردم دیدم یکی از آن نمی‌توانم‌هایم را توانسته‌ام. یکی از آن معمولا نیستم‌هایم را شده‌ام.
کمی بعدتر، بعد از تمام شدن یک جلسه بود که باز به خودم نگاه کردم و خودم را با قبل مقایسه کردم. با قبل‌ترها، با اوایل راه یا همین اواسط راه حتی. و باز متوجه تفاوتم شدم. نفاوتم، بزرگ شدنم، بلدتر شدنم، مسلط‌تر شدنم، و رشدم.
خوشحالم. از دیدن خود تغییر کرده‌ام خوشحالم.

Advertisements
این نوشته در روزانه‌های من ارسال شده و با , برچسب‌گذاری شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s