خرده نوشته‌های یک تجربه کاری-۴: قواعد و پروتکل‌ها

«حتما باید از ماشین‌های ثابت سازمان استفاده کنیم. ماشین نباید از محوطه خارج شود، همیشه باید در محدوده دید باشد و در فاصله ۵ متری ما حضور داشته باشد. ماشین باید خوب و ایمن و کولردار باشد و از محدوده سرعت تجاوز نکند.»

آن شب که داشتیم با آژانس محلی همان‌جا از جلسه برمی‌گشتیم و احساس عذاب وجدان زیرپا گذاشتن قوانین را داشتیم، یاد نوشته‌های سارا.ن، نویسنده برای خاطر کتاب‌ها افتادم. او هم زیاد از قوانین و پروتکل‌های مختلف امنیتی که در کارشان وجود دارد گفته است. از اینکه بدون راننده‌های سازمان حق ندارند جایی بروند، اینکه رفت و آمدشان در شب محدودیت دارد، اینکه اجازه ندارند در هر مهمانی شرکت کنند یا با هر کسی معاشرت کنند و خلاصه هزار جور پروتکل دیگر که اگرچه برای ملاحظات امنیتی وضع شده‌اند اما وقتی در عمل درگیر کار و زندگی هستی، دست و پاگیر و گاهی مضحکند. هر چقدر کارت بیشتر به مردم ربط داشته باشد و بیشتر درگیر کار و زندگی آن‌ها باشی، نامربوطی و ناهمخوانی این پروتکل‌ها بیشتر در چشم می‌زند.
نمی‌دانم چرا و چه شده که این جور قواعد و پروتکل‌ها به وجود آمده‌اند. ماجرا به کار با اتباع بیگانه ربط دارد؟ به خارجی بودن ما نسبت به آن‌ها؟ یا قصه، قصه خود آن کشور است که این قدر حساسیت و ملاحظه دور و بر خودش دارد؟

Advertisements
این نوشته در دغدغه‌های من, روزانه‌های من ارسال شده و با برچسب‌گذاری شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s