خرده نوشته‌های یک تجربه کاری-۱: آرزو

یکی از آرزوهایم در زندگی کاری‌، حضور در یک پروژه طراحی مشارکتی (participatory design) است.
از همان وقتی که به طور جدی و متمرکز وارد این حوزه کاری شدم و بیشتر در معرض منابع و تجارب این حوزه قرار گرفتم، همیشه با دیدن پروژه‌های طراحی مشارکتی ذوق کرده‌ام. این جور پروژه‌ها نکات جذاب زیادی برایم دارند: ترکیب کار متخصصین با مردم و هم‌افزایی که در این میان رخ می‌دهد، انعطافی که در طراحی‌ها وجود دارد، دست به ابزار بودن و ایده‌پردازی‌های متخصصین برای تامین خواست بهره‌مندان ماجرا، ملموس کردن آن چه قرار است اتفاق بیفتد؛ اصلا دیدن این که یک طراحی این قدر می‌آید وسط و این قدر عمومی می‌شود و در معرض دید و اظهار نظر و تغییر همه قرار می‌گیرد و آخر سر هم ردپای خواست‌ها و نظرها را می‌شود در آن دید، هیجان‌زده‌ام می‌کند.
هر بار که فیلمی یا گزارشی یا مطلبی از یک پروژه طراحی مشارکتی می‌بینم ناخودآگاه لبخند به لبم می‌آید.
چند سال پیش که درگیر پروژه‌ای در یک محله بودم، فرصت‌هایی برای تعریف چنین پروژه‌هایی پیش آمد اما حیف که پیچیدگی‌ها و بلاتکلیفی‌های اداری‌اش آن قدر زیاد بود که به حضور کوتاه مدت ما در محله قد نداد.
الان هم که درگیر این پروژه جدید هستم، هربار می‌آیم سفر فیلم یاد هندوستان می‌کند و این آرزوی کاری در ذهنم پر رنگ می‌شود. این‌جا پر از فرصت‌هایی برای تعریف پروژه‌های طراحی مشارکتی است. فقط حیف که فعلا عمر حضورم در این‌جا کوتاه و موضوعش نامرتبط است. این آرزو کی قرار است جامه عمل بپوشد، هنوز نمی‌دانم…

Advertisements
این نوشته در روزانه‌های من ارسال شده و با , برچسب‌گذاری شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s