پدر و مادرهای این شهر-۱

اگر برای حذف چیزی از دنیا حق انتخاب داشتم، گزینه اولم مادرها و پدرهای نابلد و بدرفتار بودند. بی دقت‌هایی که برای تعامل انسانی با بچه وقت و حوصله نمی‌گذارند و به راحتی بچه را از یک انسان متعادل و خوشحال، به یک موجود لج‌باز و باج‌گیر و غیرقابل کنترل تبدیل می‌کنند. دیدن این جور پدر و مادرها حسابی ناراحت و گاهی خشمگینم می‌کند.
همین الان یکی‌شان در مترو رو به رویم نشسته است. پسرک یک سال و نیمه‌اش دوست دارد سرپا بایستد اما مادر دست بچه را سفت گرفته و وادار به نشستنش روی صندلی می‌کند. پسرک کف زمین ولو شده و در حالی که از یک دست آویزان است جیغ می‌کشد. کش و قوس همچنان ادامه دارد. هیچ کدام از طرفین کوتاه نمی‌آیند. هر لحظه نگرانم که دست بچه از کتف در برود.
در نهایت زور بازوی مادر پیروز می‌شود. بچه را به زور روی پایش می‌نشاند و بچه همچنان در کلنجار برای فرار از میان بازوهای مادر است.
بالاخره به ایستگاه می‌رسند و پیاده می‌شوند.

این نوشته در دل خوشی‌ها و دل ناخوشی‌های من ارسال شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصاتِ خود را پر کنید یا برایِ ورود رویِ نقشک‌ها کلیک کنید:

نشان‌وارهٔ WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

درحال اتصال به %s