تکه پاره‌هایی از سفر- ۴

یک تصویر به یاد ماندنی از این سفر برایم مانده است. آقای گیتارزن آوازخوان کافه نزدیک ساحل. اول که از جلویش گذشتیم داشت ترانه lady in red کریس دبرگ را می‌خواند. آن‌جا ننشستیم، رفتیم جایی دیگر و چیزی خوردیم. دوری زدیم و آخرشب برگشتیم همان‌جا. این بار نشستیم.
آواز می‌خواند، گاهی گیتار می‌زد و گاهی با کیبورد می‌زد و به جای خواننده می‌خواند. صدای خوبی داشت، صدایی خوب و گرم که بالا و‌ پایین‌های آهنگ را مثل خود خواننده در می‌آورد.
پوستش تیره بود، همان رنگی که من دوست دارم، گندم‌گون. با چشم‌هایی درشت و موهایی که از جلوی پیشانی‌اش عقب رفته بود و پیشانی بلند تیره‌ای برایش ساخته بود. ته ریش مدل‌داری هم داشت. چهره‌اش من را یاد استاد جزیره هرمز می‌انداخت. گرم، همراه با لبخند و شیطنت‌های خاص خودش.
یکی دو ساعت آن‌جا بودیم و او می‌زد و آواز می‌خواند. بهترین قسمتش ورژن فرانسوی ترانه عایشه بود… تصویر آن شب همراه با این ترانه است که در مغزم مانده و هی جلوی چشمم می‌آید.
در خیابان که راه می‌رفتم، هر جایی که نشسته بودم و استراحت می‌کردم، شب که از پارک نزدیک محل اقامتم می‌گذشتم، همه جا دایم صدایش همراه با حس و حال آن شب می‌آمد در ذهنم. تصویرش آن قدر قوی و پررنگ بود که در این دو سه شب تنها بودن در سفر هوس کردم بروم کافه را پیدا کنم و باز ساعت‌ها آن‌جا بنشینم. نرفتم، اما شاید اگر اهل این شهر بودم عاشق آقای گیتاریست می‌شدم و تمام شب‌های هفته به کافه‌اش می‌رفتم و محو صدای گرم و میمیک شوخ و شیطان چهره‌اش می‌شدم!

Advertisements
این نوشته در سفرهای من ارسال شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s