اعتماد، حمایت، رفاقت

وقتی بهش گفتم و واکنشش را دیدم، یکهو مغزم فلاش بک زد به ده دوازده سال پیش. آن بار هم همین بود. واکنشش را خوب یادم هست. یادم هست که اصلا ذوق نداشت و استقبال نکرد. در حالی که داشت از کنارم رد می‌شد و می‌رفت سراغ کارش سرسری جمله‌ای گفت که به نوعی ریختن آب پاکی روی دستم بود. جمله‌ای گفت که بهم بفهماند مخالف است و هیچ جوری از این ماجرا حمایت نمی‌کند.
آن دفعه منصرف شدم. شرایط مناسب نبود. کارها روی غلتک نبود و هر کدام دردسرهایی داشت. تنها بودم، بدون حمایت و دست تنها. جوان بودم. بچه بی‌تجربه‌ای که آن ماجرا و تیر و ترکش‌های احتمالی‌اش باری بزرگ‌تر از حد توانم بود. بچه بیست ساله‌ای که از درستی و غلطی تصمیمش اطمینان ندارد و کسی هم نبود که این اطمینان را ایجاد کند. ترسیدم. آدم‌ها ترساندنم. کسی جمله امیدوارکننده‌ای نگفت و همه روی بد ماجرا را نشانم دادند. در حد دست و پا زدن کوتاهی تلاش کردم و بعد رهایش کردم. زورم و جراتم کم بود.
این بار هم همان واکنش را نشان داد. ذهنم فلاش بک زد به قدیم و یاد آن ماجرا افتادم. دلم برای خودم سوخت. برای دخترک بیست ساله‌ای که آن وقت‌ها بودم. برای قدم‌های لرزان و ترسیده‌ای که به تنهایی برمی‌داشتم. برای دست تنها بودنم و برای خلایی که کسی یا چیزی نتوانست پرش کند.
اساسا این جای خالی چیزی نیست که کسی هم بتواند پرش کند. وجود دارد و جزیی از زندگی است. فقط می‌توانی قوی شوی و بزرگ شوی و افسار زندگی‌ات را خودت در دست بگیری و اجازه ندهی زندگی‌ات متاثر از این جای خالی باشد. هرچند که می‌دانم یاد آن جای خالی پاک نمی‌شود. هر قدر هم بزرگ و قوی و سوار زندگی شده باشی باز هر از گاهی یادش می‌افتی و غمت می‌گیرد. دیده‌ام آدم‌های از آب و گل درآمده و سن و سال گذشته‌ای که یاد این طور زخم‌ها -گیرم که از زیر خروار خروار زندگی و خاطره- هنوز هم به دردشان می‌آورد.

Advertisements
این نوشته در دل خوشی‌ها و دل ناخوشی‌های من ارسال شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s