هر که او آگاه‌تر رخ زردتر

آقای مولانا می‌گوید:
هر که او بیدارتر پر دردتر
هر که او آگاه‌تر رخ زردتر

و من بیماری شده‌ام که نمی‌توانم شادی کنم. خبرهای خوب، خوب نیستند، شیرینی و شادی نمی‌آورند.
همراه‌شان غم می‌آید و بغض.
این یعنی که هنوز هضمش نکرده‌ام، هنوز عبور نکرده‌ام.
به ته ته دلم که رجوع می‌کنم، همه این خندیدن‌ها و لبخندها به نظرم نقش بازی کردن می‌آید.
آدمیزاد نباید خودش را مجبور به نقش بازی کردن کند، نباید کاری را که دلش نمی‌خواهد انجام دهد.

Advertisements
این نوشته در دغدغه‌های من ارسال شده و با برچسب‌گذاری شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s