ظرافت جوجه تیغی

مدت‌ها پیش بود که کتاب ظرافت جوجه تیغی را دیده بودم. آن موقع‌ها که کتاب‌فروشی هدهد زنده بود و کار می‌کرد. یادم هست یک بار همان‌جا کتاب را دست گرفتم و ورق زدم. به چشم خریدار نگاهش کردم که ببینم دوستش دارم و بخرمش یا نه؟
جذبم نکرد. مدل فصل‌بندی و تکه تکه بودنش برایم تداعی کننده داستان کوتاه بود، و من هم که داستان کوتاه دوست ندارم! برایم اولویت پیدا نکرد در مقایسه با خواندنی‌های دیگر.
نمی‌دانم چه شد که چند وقت پیش تصمیم گرفتم بخوانمش. انگار حالا وقتش رسیده بود و نوبتش شده بود. نسخه الکترونیک کتاب را از فیدیبو خریدم و شروع کردم.
اولش خیلی قلابم بهش گیر نکرد. انگار خودم عامدانه و آگاهانه می‌خواندمش، نه این که کتاب من را دنبال خودش بکشاند. اما بعد کم کم اوضاع عوض شد. کتاب من را گیر انداخت. همه‌اش مترصد فرصتی بودم که بتوانم بخوانمش. از این مدل‌ها که حتی وقتی از مترو پیاده می‌شدم چند در ایستگاه می‌ماندم و خواندن را ادامه می‌دادم.
البته از جنس کتاب‌های جنایی یا هیجان‌انگیزی که نمی‌شود زمین گذاشت‌شان نیست؛ کتاب دلچسبی است که دوست داری ادامه‌اش بدهی. شخصیت‌ها و حال و هوایشان برایت مهم می‌شود و دوست داری بدانی اوضاع‌شان چطور پیش می‌رود و چه انتخاب‌هایی می‌کنند. برای من که این طور بود.
در آن هفته آشوب و بیمارستان و غصه و قلب و روح دو تکه شده، خواندن ظرافت جوجه تیغی و همراهی کردن با خانم سرایدار و همسایه ژاپنی تازه‌وارد و دخترک نوجوان طبقه چهارم آرام‌بخش و دلچسب بود.

Advertisements
این نوشته در خواندنی‌های من ارسال شده و با , , برچسب‌گذاری شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s