یلدا دور از خانه

دومین یلدایی است که خانه نیستم.
یلدا در خانه ما یک دورهمی خانوادگی است که هر سال به جا آورده می شود. بیشتر از اینکه یلدا بودن و تاریخ دقیق روزش مهم باشد، دورهم بودن خانوادگی اش مهم است. برای همین است که شب یلدای خانه ما الزاما ربطی به شب سی آذر ندارد. ما در اولین پنجشنبه شب نزدیک به یلدا، مراسم مان را برگزار میکنیم. شبی که آخر هفته است و فردایش قرار نیست کسی سر کار باشد و می شود تا پاسی از شب با خیال راحت نشست و معاشرت کرد و خوراکی خورد.
امسال هم در خانه ما شب یلدا دیشب (پنجشنبه 28 آذر) برگزار شد و همه اهل خانواده دور هم جمع شدند. امسال هم من نبودم تا انارهای یلدا را دانه کنم و سنجد و باقلوا و هندوانه و فسنجان بخورم!
شب خانواده زنگ زدند و جایت خالی است گفتند، خواهرزاده ها هم سعی کردند دلم را با خوراکی های یلدا آب بیندازند!
پارسال هم یلدا خانه نبودم و جالب است که دقیقا پارسال هم یلدا را اینجا، در روستا، بودم. البته پارسال مهمان خانه یکی از اهالی شدیم اما امسال فکر نکنم پیش بیاید.
از دیشب که اهل خانواده زنگ زدند و صحبت کردیم دارم به یلدای سال بعد فکر میکنم، به این که یلدای سال آینده را کجا و در چه حالی خواهم بود؟

این نوشته در روزانه‌های من ارسال شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s