از حال خوب به حال بد!

يك خبر كافي است: «داريم مي‌ريم فيلم ميم مثل مادر» و يك درخواست كه:‌ «لينك مطلبت رو برام بفرست»

من را به مرور پست اخيرم درباره اين فيلم وامي‌دارد.

يك اتفاق كافي است: كامپيوتر را روشن مي‌كنم. Winamp كه شروع به خواندن مي‌كند اولين آهنگ، ترانه عارف است. «بگذر ز من اي آشنا/ چون از تو من ديگر گذشتم . . . «

و من به حال و هواي فيلم برمي‌گردم و ده‌ها بار ترانه را گوش مي‌دهم.

يك وبگردي كوتاه كافي است تا باز غم و دلتنگي به سراغم بيايد.

وبگردي مي‌كنم و ياد دوست افسرده‌ام مي‌افتم . . . راستي در چه حال است؟ بيمارستان؟ خانه؟ يا  . . . نكند اين بار خودكشي‌اش نافرجام نبوده باشد؟

وبگردي مي‌كنم و ياد كتاب «بادبادك‌باز» مي‌افتم. زني كه تا سينه در خاك قرار گرفته و يك ورزشگاه آدم كه براي مردنش هلهله مي‌كنند!

وبگردي مي‌كنم و ياد مدرسه راهنمايي مي‌افتم. شيريني‌اي كه به خاطر ترور يك اسراييلي بهمان دادند!

وبگردي مي‌كنم و ياد آن روزي مي‌افتم كه سر كلاس محيط زيست يك دبستان از شدت ياس فلسفي قادر به ادامه دادن نبودم. نگراني و وحشت اين‌ كه نظام آموزشي‌مان چقدر سريع و قدرتمند بچه‌ها را يك شكل مي‌كند!

Advertisements
این نوشته در روزانه‌های من ارسال شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s