من و غريبه‌ها

1. «با آدم‌هاي تازه دوست شو.

به ظاهر مردم نگاه نكن و يادت باشد كه غريبه‌ها دوستاني هستند كه هنوز با آن‌ها آشنا نشده‌ايم.»

                   از كتاب «آرامش گوسفندي/ نوشته ناتال جروم«

امشب كتاب «آرامش گوسفندي» را در تاكسي تورق مي‌كردم كه يكهو به اين صفحه رسيدم. تعبير جالبي از تفاوت رفتار من و يكي از دوستانم در برخورد با غريبه‌اي داشت كه امشب بهش برخورديم! من‌ مثل هميشه محتاط و گارد گرفته برخورد كردم.

اگر برخورد با آن غريبه را به فرصتي كه پيش رويمان قرار داشت تعبير كنيم (كه البته دقيقا چنين فرصتي بود)، مي‌توان گفت كه من آگاهانه اين فرصت را از دست دادم. آگاهانه، مثل تمام وقت‌هاي ديگر كه با وسواس تمام آدم‌ها، كارها و فرصت‌هاي زندگي‌ام را انتخاب مي‌كنم.

به گمانم بايد بپذيرم كه در برخورد با آدم‌هاي جديد محتاط و ريسك‌گريزم! البته اين طبيعي است كه هر كس براي ارتباط با افراد ديگر فيلتر شخصي‌اي داشته باشد كه آدم‌ها را غربال ‌كند اما ريسك‌گريزي به اين معني است كه حتي به آدم‌ها فرصت غربال شدن هم نمي‌دهم! (البته نمي‌دانم اين آدم‌هاي متنوع كه دوستان و همكارانم را تشكيل مي‌دهند از كجا آمده‌اند؟!!)

فكر مي‌كنم بخشي از اين ريسك‌گريزي ناشي از شرايط اجتماعي و موقعيت من باشد. بخشي هم قطعا اخلاق شخصي است. مطمئن نيستم كه بايد تغييرش بدهم يا نه؟ به هر حال بهش فكر مي‌كنم.

2. امشب يك مادربزرگ از دنيا رفت. نوه‌اش از لحظات رفتنش برايم گفت.

و من تمام مدت به تو فكر مي‌كردم . . .

و به لحظات سختي كه وقت رفتنش تجربه كردي . . .

Advertisements
این نوشته در آموخته‌های من ارسال شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s