بایگانی ماهانه: سپتامبر 2006

آدم ها درست مثل اتومبیل ها

3-4 روز است كه يك سرماخوردگي لجباز به سراغم آمده است. سرفه، تب، بي‌حالي و هر دردسر ديگري كه يك سرماخوردگي مي‌تواند داشته باشد. من هم لجبازتر از آن هيچ تغييري در برنامه كاري‌ام ندادم و كم نياوردم! هر چند … ادامه‌ی خواندن

نوشته‌شده در روزانه‌های من | دیدگاهی بنویسید

اطلاعات قطره چکانی در اداره ها

چرا در اداره‌ها اين قدر اطلاعات را قطره‌چكاني در اختيار ارباب رجوع مي‌گذارند؟! فرض كنيم براي انجام كاري بايد فرم الف و ب پر شود، مبلغي به حساب ج ريخته شود، و يك كپي هم از مدرك د گرفته شود. … ادامه‌ی خواندن

نوشته‌شده در دل خوشی‌ها و دل ناخوشی‌های من | دیدگاهی بنویسید

كلافه شده‌ام . . .

مغزم درگير است. اين درگيري ذهني انرژي‌ام را گرفته و اجازه نمي‌دهد كار كنم. غمگينم كرده است. نمي‌توانم بهش فكر نكنم. احساس بدي دارم. مثل خاري است كه تمام روحم را مي‌خراشد. تمام شدني هم نيست. هر چند وقت يك … ادامه‌ی خواندن

نوشته‌شده در روزانه‌های من | دیدگاهی بنویسید

آدم های اطراف من

هميشه كساني هستند كه رفتار تو را نمي‌پسندند. از برخوردهايت ناراحت مي‌شوند و با برخي از ويژگي‌هاي اخلاقيت مشكل دارند. بعضي‌ها در اين شرايط حالت را مي‌گيرند. تحقيرت مي‌كنند يا رفتار بي‌ادبانه‌اي پيش مي‌گيرند تا نشان بدهند كه از رفتار … ادامه‌ی خواندن

نوشته‌شده در روزانه‌های من | دیدگاهی بنویسید

دوستي يك ساله ما

ديروز باز هم ديدمش. بيش از يك سال است كه همديگر را مي‌بينيم. هميشه هم در همين موقعيت. او نشسته روي يك صندلي بلند پشت پيشخوان و من ايستاده رو به رويش. او مرا ارزيابي مي‌كند، قضاوت مي‌كند و حكم … ادامه‌ی خواندن

نوشته‌شده در روزانه‌های من | دیدگاهی بنویسید

مسافر از اتوبوس پياده شد . . .

از سفر برگشتم. به خاطر كنسل شدن چند تا از برنامه‌هايمان به جاي يك هفته، 5 روز مانديم و من صبح رسيدم خانه و به مقدار فراواني كسري خواب جبران كردم! نوشتن از اين سفر سخت است. سفر خيلي پري … ادامه‌ی خواندن

نوشته‌شده در سفرهای من | دیدگاهی بنویسید