مرگ اورايانا فالاچي

ماجرا را اوايل هفته در يك وبلاگ خواندم. اما نتوانستم خبر رسمي‌اش را در هيچ‌كدام از خبرگزاري‌هاي فارسي پيدا كنم. خبر را در چند تا از سايت‌هاي انگليسي دنبال كردم و از شرح ماجرا با خبر شدم. از آن موقع تا به حال دوست داشتم راجع به اين ماجرا بنويسم اما فرصت نشد. (درست‌ترش اين است كه بگويم به دليل تصرف اتاقم توسط مهمانان گرامي به كامپيوتر دسترسي نداشتم!)

من هم مثل بيشتر كساني كه در اين باره نوشته‌اند اورايانا را دوست داشتم و دارم. كتاب‌هاي فوق‌العاده‌اش را خوانده و لذت برده‌ام. حرفه‌اي بودنش و توانايي‌هايش به عنوان يك خبرنگار را ستايش كرده‌ام.

برايم هم اهميت ندارد بعد از 11 سپتامبر درباره مسلمانان چه گفته است و چه‌طور به آن‌ها توهين كرده است. حتي اگر باورم نشود آدمي كه اين‌قدر خوب ويتنام را در قالب تفاوت ميان آدم‌ها تحليل مي‌كند، همان آدمي باشد كه آن‌گونه راجع به مسلمانان اظهار نظر كرده‌است. حتي اگر اين گونه اظهار نظرها حرفه‌اي بودنش به عنوان يك خبرنگار را زير سوال ببرد. حتي اگر بعضي‌ها اين رفتارها را ناشي از تاثيرات بيماري‌اش بدانند!

برايم اهميت ندارد. من اوريانا فالاچي را دوست دارم. به خاطر قلم زيبايش، نوع نگاهش و جسارتش. به خاطر اين كه به خوبي روح آدم‌ها را مي‌شناسد، عريان مي‌كند و به نمايش مي‌گذارد. به خاطر اين‌كه منتهاي انسان بودن را به تو نشان مي‌دهد. نشان مي‌دهد كه چقدر مي‌تواني پست باشي و چقدر مي‌تواني بزرگ باشي!

به خاطر كتاب‌هايش دوستش دارم. كتاب‌هايي كه در آن شادي‌هاي كوچك زندگي درست در كنار وحشت‌هاي بزرگ زندگي به تصوير كشيده شده‌اند. به خاطر كتاب‌هايي كه شوكه‌ات مي‌كنند. گاه آن‌قدر غمگينت مي‌كنند كه ديگر نمي‌تواني به خواندنشان ادامه دهي. كتاب‌هايي كه يك بار در زندگي به آن‌ها برمي‌خوري اما تا ابد دست از سرت برنمي‌دارند. تكه جديدي از پازل زندگي را برايت افشا مي‌كنند.

من اوريانا فالاچي را دوست دارم و نمي‌خواهم به اين فكر كنم كه اين اواخر حرف‌هاي نژادپرستانه هم زده است. نمي‌خواهم تصوير قشنگي كه از او به واسطه نوشته‌هايش در ذهنم شكل گرفته است از بين برود. نمي‌خواهم به اين فكر كنم كه او هم مثل هر خبرنگار ديگري مي‌توانست وارد بازي قدرت و پول شود. ترجيح مي‌دهم گوشم را به روي حرف‌هايي كه او را به مافياي رسانه‌اي وابسته مي‌داند ببندم.

من تصوير خودم از اورايانا فالاچي را دوست دارم. شايد لجبازانه، احمقانه يا غيرمنطقي به نظر برسد اما نمي‌خواهم با شنيدن هيچ حرفي حتي اگر واقعيت باشد اين تصوير را خراب كنم. نه به خاطر قهرمان پروري، بلكه به خاطر خودم!

نمي‌خواهم اين تصوير را از بين ببرم چون به من در بهتر پيمودن جاده زندگي‌ام كمك مي‌كند.

پس با قاطعيت مي‌گويم كه من كاملاً اوريانا فالاچي را دوست دارم!

Advertisements
این نوشته در اطلاع‌رسانی‌های من ارسال شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s