آدم ها درست مثل اتومبیل ها

3-4 روز است كه يك سرماخوردگي لجباز به سراغم آمده است. سرفه، تب، بي‌حالي و هر دردسر ديگري كه يك سرماخوردگي مي‌تواند داشته باشد. من هم لجبازتر از آن هيچ تغييري در برنامه كاري‌ام ندادم و كم نياوردم! هر چند ديروز ظهر آفتاب و تب دست به دست هم دادند و حسابي ناتوانم كردند.

امروز حالم چندان بد نبود اما به يك استراحت زوركي نيم روزه دعوت شدم! استراحت لذت‌بخشي بود و براي نيمه دوم روز حسابي شارژم كرد.

حالا مي‌توانم آن‌چه در مغزم مي‌گذرد را بنويسم:

رعايت نكردن قوانين راهنمايي و رانندگي چيزي است كه اصولا برايمان آشناست. در تاكسي، در جمع‌هاي خانوادگي، در برنامه‌هاي تلويزيوني و در هر جايي كه فرصتش باشد درباره‌اش حرف مي‌زنيم. چه راننده باشيم و چه عابر خيلي خوب مي‌توانيم تصادفات و ترافيك‌هاي وقت و بي‌وقت را ريشه‌يابي و تحليل كنيم. (كاري به درست و غلطش ندارم!)

معمولا درتمام اين تحليل‌ها رانندگان و رفتاري كه پيش مي‌گيرند يكي از علل اصلي بروز معضل به شمار مي‌آيد كه به نظر غلط هم نيست.

نكته جالب اين است كه مي‌توان نمايي ديگر از اين رفتارها را در جمع عابرها هم ديد. اين رفتارها در مترو خيلي واضح بروز مي‌كند. به خوبي مي‌توان نمايي از وضعيت عبور و مرور خيابان‌ها را در ميان مسافران مترو ديد.

براي خروج از ايستگاه از هم سبقت مي‌گيرند (و مي‌گيرم!)، از هم لايي مي‌كشند (و مي‌كشم!)، در لاين مخالف حركت مي‌كنند! (و مي‌كنم!) و هر بار هم به خودم مي‌گويم كه اگر اين‌جا حوصله صبر كردن پشت سر افرادي را كه آهسته حركت مي‌كنند ندارم و علنا از بينشان لايي مي‌كشم (!) احتمالا در خيابان هم چنين حوصله‌اي نخواهم داشت و راننده خلافكاري خواهم شد!

Advertisements
این نوشته در روزانه‌های من ارسال شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s